مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام ( جامانده های از اربعین حسینی )
این روزها پـر از تبِ مـولا کـجـایـیام امـا هـنــوز کــوفــهای از بـیوفـایـیام هم زخم میزنم به تو هم دوست دارمت در گـیـر و دار تـیـرگی و روشـنـاییام گم کـردهام مسیر تو را در غـبار شهـر امــا اسـیــر تـوسـت دل روسـتــایــیام این بـار چـنـدم است که تـا مــرز آمـدم آه از شکـسـتهبـالی و بیدست و پاییام پلکم که گرم میشود از خواب میپـرم بـا سُـرفـههـای هـمـسـفـر شـیـمـیـایـیام آوردهام بــضــاعــت مــزجــاة قــوم را انگـشتر «عزیز»م و تـسبـیح «دایی»ام آوردهام پـنـاه بـه شــشگـوشــهٔ غــمـت بـرگـشـتـهام بـه اصـلـیـَتِ نــیــنـوایـیام دستت همیشه روی سر ما پـیـادههاست این اربعـین به لطـف خـدا کـربـلاییام شعر از سرم پرید؛ دلم پیش موکب است این بار چـندم است که یخ کـرد چاییام |